همسر اول در مورد تعدد زوجات نظر دوم دارد


ابی عزیز،

من و شوهرم 40 ساله هستیم. سال گذشته تصمیم گرفتیم که یک تغییر بسیار بزرگ در زندگی خود ایجاد کنیم. تصمیم گرفتیم برای شوهرم به دنبال همسر دوم (همسر خواهر) باشیم. من در ابتدا کاملاً با آن موافق بودم. او با زنی که سال‌ها پیش می‌شناخت تماس گرفت و از او پرسید که آیا به خانواده ما ملحق می‌شود یا خیر. با این حال، من شروع به این احساس کردم که او زن مناسبی برای وارد کردن به خانواده ما نیست. او بسیاری از سوالات عمیق من را در مورد اینکه چرا می‌خواهد این گونه زندگی کند را نادیده گرفت.

من به شوهرم گفته ام که دیگر او را در زندگی ام نمی خواهم و کار به جایی رسیده است که دیگر نمی خواهم سبک زندگی متکثری داشته باشم. من احساس بدی داشتم که من کسی هستم که نظرم را تغییر داد، بنابراین موافقت کردم که به آنها اجازه بدهم به یک رابطه ادامه دهند – تا زمانی که آنها من را از آن دور کنند، و او او را از خانه و زندگی من دور می کند.

من نمی فهمم او چگونه می تواند به این روش ادامه دهد، دو زندگی جداگانه داشته باشد و با آن خوب باشد. ما بیش از 20 سال است که با هم زندگی می کنیم و من نمی خواهم آن را ترک کنم، اما چگونه می توانم به دوست داشتن یک مرد با تمام قلب و روحم ادامه دهم در حالی که او فقط من را با بخشی از وجود خود دوست دارد؟

– همسر خواهر

روابطی مانند آنچه شما توصیف می کنید زمانی می تواند نتیجه دهد که هر سه طرف درگیر احساس کنند به یک اندازه برایشان ارزش قائل هستند. برخی از زنان تحمل می‌کنند که شوهرشان کسی «در کنار» داشته باشد، زیرا آنها مزایایی فراتر از ارتباط عاطفی که با ازدواج مرتبط می‌کنند، می‌برند. گفتنی است، در تحلیل نهایی، تنها کسی که می‌تواند به سوالی که از من می‌پرسید پاسخ دهد شما هستید.

ابی عزیز،

من دختری 11 ساله هستم. خواهر 16 ساله من افسردگی شدید و اختلال خوردن دارد. او دو بار به خاطر آن به بیمارستان رفته است و حالا باید هر روز به بیمارستان برود تا او را وادار به خوردن بیشتر کنند. با وجود اینکه مردم به او کمک می کنند، فکر نمی کنم حالش بهتر شود. من را نگران و غمگین می کند.

مادرم مرا به دیدن یک درمانگر می‌خواهد، و او به من کمک می‌کند تا احساس بهتری داشته باشم، اما هنوز هم سخت است که بدانم خواهرم چنین روزهای سختی را سپری می‌کند. من هرگز در زندگی ام با چیزی به این سختی برخورد نکرده ام. ای کاش نمی توانستم همیشه به این فکر کنم که چقدر غمگین هستم. من واقعاً می خواهم همه چیز عادی باشد. آیا می‌توانید راه‌هایی را به من بگویید که از همه چیز اینقدر ناراحت نشم؟

– گذراندن دوران سخت در آیووا

خوشحالم که به یک درمانگر مراجعه می کنید که بتوانید در مورد غم و اندوه و نگرانی خود با او صحبت کنید. اینکه بتوانید آنها را با کسی که به آن اعتماد دارید و از نظر عاطفی درگیر نیست بحث کنید، می تواند یک موهبت باشد.

من یک پیشنهاد دارم که می تواند علاوه بر درمان به شما کمک کند. در فعالیت های ورزشی و سرگرمی هایی که ذهن شما را مشغول می کند شرکت کنید. اگر خود را مشغول نگه دارید، زمان کمتری برای پرداختن به غم و اندوه و نگرانی خود خواهید داشت. و لطفاً چند ماه دیگر دوباره برای من بنویسید و وضعیت خود را به من اطلاع دهید، زیرا امیدوارم در حال حاضر احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید.

ابی عزیز

ابی عزیز

ابی عزیز توسط ابیگیل ون بورن، که با نام جین فیلیپس نیز شناخته می شود، نوشته شده است و توسط مادرش، پائولین فیلیپس، تأسیس شده است. با ابی عزیز در www.DearAbby.com یا صندوق پستی 69440, Los Angeles, CA 90069 تماس بگیرید.

این مقاله در ابتدا در مجله The Providence منتشر شد: ابی عزیز: همسر اول نظر دومی در مورد چند همسری دارد.



Source link