تد کاچینسکی، معروف به Unabomber، در ۸۱ سالگی در زندان فدرال درگذشت

او مطمئناً درخشان بود.

FBI او را “Unabomber” نامید زیرا به نظر می رسید که اهداف اولیه او دانشگاه ها و خطوط هوایی بودند. بمبی که او در سال 1979 در ارتفاع فرستاده بود طبق برنامه ریزی در پرواز امریکن ایرلاینز منفجر شد. ده ها سرنشین از استنشاق دود رنج می بردند.

همکلاسی های هاروارد از او به عنوان پسری تنها و لاغر با بهداشت شخصی نامناسب و اتاقی که بوی شیر فاسد، غذای فاسد و پودر پا می داد یاد می کردند.

تد کاچینسکی در 22 مه 1942 در شیکاگو، فرزند نسل دوم کاتولیک های لهستانی – سوسیس ساز و خانه دار – به دنیا آمد. او در گروه موسیقی مدرسه ترومبون می زد، سکه جمع می کرد و کلاس ششم و یازدهم را رها می کرد.

سوانسون به نوبه خود آنها را به کلینت ون زاند، کارشناس علوم رفتاری سابق اف بی آی داد، که تحلیلگران می گویند هر کسی که آنها را نوشته احتمالا مانیفست Unabomber را نیز نوشته است.

کاچینسکی از این ایده که او را بیمار روانی می دانند متنفر بود و زمانی که وکلای او تلاش کردند دفاعیات جنون آمیز ارائه کنند، سعی کرد آنها را اخراج کند. وقتی این کار ناموفق بود، سعی کرد با لباس زیر خود را حلق آویز کند.

قبل از انتقال به مرکز پزشکی زندان، او از ماه مه 1998 در زندان فدرال سوپرمکس در فلورانس، کلرادو نگهداری می‌شد، زمانی که به خاطر یک کمپین تروریستی که دانشگاه‌ها را در سراسر کشور به خطر انداخت، به چهار حبس ابد به اضافه 30 سال محکوم شد. او اعتراف کرد که 16 بمب گذاری در سال های 1978 و 1995 انجام داده است که چندین نفر از قربانیان خود را برای همیشه مجروح کرده است.

تهدید به منفجر کردن یک هواپیما در خارج از لس آنجلس قبل از پایان آخر هفته چهارم ژوئیه، سفرهای هوایی و تحویل پست را به آشوب کشاند. Unabomber بعداً ادعا کرد که این یک “شوخی” بوده است.

“آقای. سالی جانسون در گزارشی 47 صفحه‌ای نوشت: توهمات کاچینسکی عمدتاً ماهیت آزار و اذیت دارند. “موضوعات اصلی شامل این باور است که او توسط اعضای خانواده و جامعه مدرن مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.”

همکلاسی های دبیرستانی او را عجیب و غریب می دانستند، به ویژه پس از اینکه او به کشتی گیر مدرسه ای نشان داد که چگونه یک بمب کوچک بسازد که در کلاس شیمی منفجر شد.

موسر در روز 10 دسامبر 1994 در خانه‌اش در شمال کالدول، نیوجرسی، در روزی که قرار بود با خانواده‌اش درخت کریسمس را انتخاب کند، کشته شد. همسرش، سوزان، او را به شدت مجروح شد که توسط رگبار تیغ، لوله و میخ زخمی شده بود.

واشنگتن پست مانیفست Unabomber را به اصرار مقامات فدرال چاپ کرد، پس از آن که بمب‌گذار گفت اگر یک نشریه ملی رساله او را منتشر کند از تروریسم دست بر می‌دارد.

کاچینسکی صاحب فروشگاه اجاره کامپیوتر، هیو اسکراتون، مدیر تبلیغات توماس موسر و لابی صنعت چوب، گیلبرت موری را کشت. چارلز اپستین، ژنتیک کالیفرنیا و دیوید گلرنتر، کارشناس کامپیوتر دانشگاه ییل، در ژوئن 1993 به فاصله دو روز بر اثر بمب‌ها مجروح شدند.

او واشنگتن پست را به همراه نیویورک تایمز مجبور کرد در سپتامبر 1995 تصمیم دردناکی را برای انتشار مانیفست 35000 کلمه‌ای خود با عنوان «جامعه صنعتی و آینده آن» اتخاذ کنند که ادعا می‌کرد جامعه و فناوری مدرن منجر به ایجاد حسی از ناتوانی و بیگانگی

واشنگتن (AP) – تئودور “تد” کاچینسکی، ریاضیدان تحصیل کرده هاروارد که به کلبه ای تیره و تار در بیابان مونتانا عقب نشینی کرد و یک کمپین بمب گذاری 17 ساله را اجرا کرد که منجر به کشته شدن سه نفر و مجروح شدن 23 نفر دیگر شد، روز شنبه درگذشت. او 81 سال داشت.

کریستی برشیر، سخنگوی اداره فدرال زندان ها، به آسوشیتدپرس گفت، کاچینسکی که توسط FBI “Unabomber” نام داشت، در مرکز پزشکی زندان فدرال در بوتنر، کارولینای شمالی درگذشت. او گفت که او در اوایل صبح شنبه در سلولش بی‌تاب بود و حدود ساعت 8 صبح مرده اعلام شد. علت مرگ بلافاصله مشخص نشد.

برادرش او را اخراج کرد و تد کاچینسکی به زودی به بیابان بازگشت تا به نقشه کشی انتقام جویانه خود ادامه دهد.

کاچینسکی در نهایت به جای اینکه به تیم دفاعی خود اجازه دفاع از جنون را بدهد، به گناه خود اعتراف کرد.

او در مراسم محکومیت کاچینسکی در سال 1998 گفت: “او بسیار آرام ناله می کرد.” «انگشتان دست راستش آویزان بود. دست چپش را گرفتم. به او گفتم کمک در راه است. به او گفتم که دوستش دارم.»

روانپزشکی که در زندان با کاچینسکی مصاحبه کرد، تشخیص داد که او یک اسکیزوفرنی پارانوئید است.

پاتریک حتی قبل از دیدن مانیفست احساس آزاردهنده ای نسبت به برادر شوهرش داشت و در نهایت شوهرش را متقاعد کرد که نسخه ای از آن را در کتابخانه بخواند. پس از دو ماه مشاجره، آنها تعدادی از نامه‌های تد کاچینسکی را به سوزان سوانسون، دوست دوران کودکی پاتریک، بازپرس خصوصی در شیکاگو بردند.

او کابین خود را در مونتانا در اواخر دهه 1970 ترک کرد تا به همراه پدر و برادرش در یک تولید کننده محصولات لاستیکی فوم در خارج از شیکاگو کار کند. اما هنگامی که یک ناظر زن او را پس از دو قرار ملاقات گذاشت، او شروع به انتشار کلمات توهین آمیز درباره او کرد و دست از این کار بر نداشت.

او باغبانی، شکار، ساخت ابزار و خیاطی را آموخت و با چند صد دلار در سال زندگی می کرد.

سال ها قبل از حملات 11 سپتامبر و ارسال سیاه زخم، بمب های دست ساز مرگبار Unabomber نحوه ارسال بسته های پستی آمریکایی ها و سوار شدن به هواپیماها را تغییر داد، حتی عملاً سفرهای هوایی در ساحل غربی را در جولای 1995 تعطیل کردند.

پس از تحصیلات تکمیلی در دانشگاه میشیگان در آن آربور، او شغل تدریس ریاضی را در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی پیدا کرد، اما کار را دشوار دید و ناگهان ترک کرد. در سال 1971، او یک قطعه زمینی به مساحت 1.5 هکتار در حدود 4 مایل (6 کیلومتر) خارج از لینکلن خرید و یک کابین بدون گرمایش، لوله کشی یا برق در آنجا ساخت.

دیوید کاچینسکی می خواست نقشش محرمانه بماند، اما هویت او به سرعت فاش شد و تد کاچینسکی قول داد که هرگز خواهر یا برادر کوچکترش را نبخشد. او نامه های او را نادیده گرفت، در جلسات دادگاه به او پشت کرد و دیوید کاچینسکی را در پیش نویس کتابی در سال 1999 به عنوان یک یهودای اسخریوطی (که) … حتی جرات کافی برای حلق آویز کردن خود را ندارد، توصیف کرد.

مقامات در آوریل 1996 او را در یک اتاقک 10 در 14 فوت (3 در 4 متر) تخته سه لا و کاغذ برزنتی در خارج از لینکلن، مونتانا یافتند که مملو از ژورنال ها، یک دفتر خاطرات رمزگذاری شده، مواد منفجره و دو بمب تکمیل شده بود.

زمانی که کاچینسکی بمب‌ها و نامه‌های خود را به روزنامه‌ها و دانشمندان در سال 1995 افزایش داد، کارشناسان حدس زدند که Unabomber نسبت به توجهی که به تیموتی مک‌وی بمب‌گذار اوکلاهما سیتی شده بود حسادت می‌کرد.

دیوید کاچینسکی که در کودکی برادر بزرگترش را بت می کرد، در یک سخنرانی در سال 2005 در کالج بنینگتون گفت: “این یک کابوس بود.” “من به معنای واقعی کلمه فکر می کردم، “برادرم یک قاتل زنجیره ای، تحت تعقیب ترین مرد در آمریکا است.”

حتی در مجلات خود، کاچینسکی نه به عنوان یک انقلابی متعهد، بلکه به عنوان یک گوشه نشین انتقام جو که توسط نارضایتی های کوچک هدایت می شود، شناخته شد.

اما زمانی که کاچینسکی به عنوان یک گوشه نشین با چشمان وحشی با موهای بلند و ریش که زمستان های مونتانا را در یک کلبه یک اتاقه پشت سر می گذارد، نشان داده شد، بسیاری را بیشتر به عنوان یک فرد تنهای رقت انگیز نسبت به ضد قهرمان رمانتیک معرفی کرد.

اما منجر به شکست او شد. برادر کاچینسکی، دیوید، و همسر دیوید، لیندا پاتریک، لحن این رساله را درک کردند و به FBI که سال‌ها در طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین شکار انسان به دنبال Unabomber بود، خبر دادند.

کاچینسکی در سال 1999 به مجله تایم گفت: “من مطمئن هستم که عاقل هستم.”

کاچینسکی در 16 سالگی برای حضور در هاروارد دو کلاس را رها کرد و مقالاتی را در مجلات معتبر ریاضی منتشر کرد. مواد منفجره او به دقت مورد آزمایش قرار گرفت و در جعبه های چوبی دست ساز دقیقی قرار گرفت که برای حذف اثر انگشت احتمالی سمباده شده بود. بمب‌های بعدی امضای «FC» را برای «باشگاه آزادی» داشتند.

به عنوان یک مغز متفکر جنایتکار گریزان، Unabomber سهم خود را از هواداران و مقایسه با دانیل بون، ادوارد ابی و هنری دیوید ثورو به دست آورد.

او در 6 آوریل 1971 نوشت: “من مطمئناً ادعا نمی کنم که یک نوع دوست هستم یا برای “خوب” (هر چه که باشد) نژاد بشر عمل می کنم.

بالسامو از میامی گزارش داد. این داستان شامل مطالب بیوگرافی است که توسط نویسنده سابق آسوشیتدپرس درک رز نوشته شده است.



منبع

سوانسون به یک دوست وکیل شرکتی به نام آنتونی بیسگلی مراجعه کرد که با FBI تماس گرفت. تحقیقات و تعقیب توسط مریک گارلند، دادستان کل، در دوره قبلی در وزارت دادگستری نظارت می شد.

___