اتاق خواب دوست پسر آخر هفته ها کمی شلوغ می شود


ابی عزیز،

من و دوست پسرم “پل” 18 ماه است که با هم هستیم. هر دوی ما طلاق گرفته ایم و هر کدام دو فرزند داریم. مال من در دانشگاه هستند او در مقطع ابتدایی و راهنمایی است. آخر هفته ها با او شب می مانند.

وقتی آنها آنجا هستند، من به خانه می روم و در جای خود می خوابم. در چند ماه گذشته، پل از من خواسته است که شب را که آنجا هستند بمانم. با این حال، او می خواهد که من روی کاناپه بخوابم، زیرا آنها با او در تخت می خوابند. چند هفته پیش او اعلام کرد: «می‌خواهم با آنها در مورد اینکه من و تو با هم در رختخوابم می‌خوابیم صحبت کنم و ببینم آیا آنها با این موضوع مشکلی ندارند یا خیر». از آن زمان تا به حال چیزی نشنیده ام، بنابراین شب به خانه خودم ادامه می دهم.

سوال من این است: آیا خوابیدن کودکان در یک تخت با والدین خود قابل قبول است؟ و آیا قابل قبول است که کودکان تصمیم بگیرند که من و پل با هم بخوابیم؟

– در کانزاس گیج شده است

پاسخ به سوالات شما “بله” و “خیر” است. در برخی از فرهنگ ها، برای خانواده ها معمول است که خوابگاه های یکسانی از جمله تخت خانوادگی را به اشتراک بگذارند. در فرهنگ ما، این امر کمتر رایج است، اما بی سابقه نیست، به ویژه در مورد کودکان بسیار کوچکتر از او.

در مورد سوال دوم شما، ممکن است پل از مطرح کردن موضوع با فرزندانش ناراحت باشد، یا ممکن است به او گفته باشند که وضعیت موجود را دوست دارند، و او این موضوع را به شما نگفته است. اما آنها نیستند که باید این تصمیم را بگیرند. به عنوان یک فرد بالغ در خانواده، این امتیاز باید از آن او باشد. و بعد از 18 ماه با هم بودن، باید آنقدر راحت باشید که از او چیزی بپرسید.

آیا او باید حصارها را با خواهر و برادرهای سمی ترمیم کند؟

ابی عزیز،

بیست سال پیش، من با خواهر و برادرم و مادرم درگیری داشتم. من در یک ازدواج عاطفی و جسمی آزار دهنده بودم. آنها می خواستند من را ترک کنم، اما پس از هفت سال شستشوی مغزی او، من متقاعد شدم که ارزشی ندارم، کسی جز او به من اهمیت نمی دهد و در نهایت در خیابان تنها خواهم بود و نمی توانم بدون او زندگی کنم. خواهر و برادرم از من دعوت کردند تا به دیدنشان بروم و با ضرب و شتم من را ترک کردند. بعد از سه شب شش ساعته سرزنش و شنیدن اینکه من مادر وحشتناکی هستم برای ماندن با او، رفتن به خانه نزد شوهرم تقریباً آرامش بخش بود. حداقل در آنجا انتظارش را داشتم.

خلاصه اینکه من 20 سال است که با خانواده ام صحبت نکرده ام. من پنج سال پیش از آن ازدواج فرار کردم و من و مادرم به آرامی شروع به بازسازی یک رابطه از طریق فیس بوک کردیم – من در میشیگان هستم و او در نیویورک. سه ماه پیش از دنیا رفت.

یکی از خواهر و برادرهایم قبل از اینکه پست کنند که او درگذشت، من و دخترم را از فیس بوک مادرم خارج کرد. این خبر را از یکی از دوستانم شنیدم که با مادرم هم فاب‌بی بود. کسی که می شناسم می گوید باید با خواهر و برادرهایم ارتباط برقرار کنم و سعی کنم یک رابطه را بازسازی کنم. نظر شما چیست؟

– مثل یک تک فرزند

اینکه خواهر و برادرتان شما و دخترتان را از صفحه فیس بوک مادرتان حذف کنند تا متوجه شوید که او رفته است، بی رحمانه، غیرضروری و شرم آور است. اگر می‌خواهید با خواهر و برادر خود تماس بگیرید، به هر طریقی این کار را انجام دهید، اما قبل از انجام این کار، لطفاً با یک متخصص بهداشت روانی دارای مجوز یا مشاور مذهبی خود، اگر دارید، صحبت کنید. شما از جانب شوهر بدسرپرست خود متحمل درد و طرد شدید شده اید و ممکن است با خواهر و برادر خود بیشتر مواجه شوید، بنابراین قبل از اینکه به آنها نزدیک شوید، آماده باشید.

ابی عزیز

ابی عزیز

ابی عزیز توسط ابیگیل ون بورن، که با نام جین فیلیپس نیز شناخته می شود، نوشته شده است و توسط مادرش، پائولین فیلیپس، تأسیس شده است. با ابی عزیز در www.DearAbby.com یا صندوق پستی 69440, Los Angeles, CA 90069 تماس بگیرید.

این مقاله در ابتدا در مجله The Providence منتشر شد: ابی عزیز: اتاق خواب دوست پسر آخر هفته ها کمی شلوغ می شود



Source link