آمریکایی ها به طور خطرناکی تقسیم شده اند (و نه فقط بر سر ترامپ)


تصویرسازی عکس توسط ارین اوفلین/The Daily Beast/Getty

تصویرسازی عکس توسط ارین اوفلین/The Daily Beast/Getty

آیا آمریکا در حال فروپاشی است؟ نظرسنجی جدید Generation Lab از افزایش دانش‌آموزان سال دوم کالج که برای NBC News انجام شد، تأیید می‌کند که آمریکایی‌های جوان خود را بر اساس خطوط حزبی جدا می‌کنند.

و همانطور که Axios اشاره می‌کند، 46 درصد از پاسخ‌دهندگان «گفتند احتمالاً/قطعاً با کسی که از نامزد مخالف ریاست‌جمهوری در سال 2020 حمایت می‌کند (62 درصد دموکرات‌ها، 28 درصد از جمهوری‌خواهان) هم اتاق نمی‌شوند.

در همین حال، 53 درصد گفتند که احتمالاً یا قطعاً با کسی که از تیم دیگر حمایت می کند قرار ملاقات نخواهند داشت – و 63 درصد گفتند که در سال 2020 با کسی که از طرف مقابل حمایت می کند ازدواج نمی کنند.

دکتر اوز و جان فترمن: دو قلابی ثروتمند در حال بازی پوپولیسم

این تقسیم حزبی قطعاً انحرافی از گذشته آمریکاست. با این حال، این کار را انجام می دهد نه به نظر می رسد که صرفاً یک پدیده ناشی از ترامپ باشد.

«در سال 1960، تنها پنج درصد از والدین جمهوری‌خواه مخالف بودند [a child marrying someone of a different political party]طبق یک مقاله Vox در سال 2014 (با استناد به تحقیقات منتشر شده در مقاله سال 2012 توسط شانتو آیینگار، گاوراو سود و یفتاخ لکس)، “اما تا سال 2010، 49 درصد گفتند که ناراضی خواهند بود.”

مقایسه ترجیحات والدین در رابطه با همسر فرزندانشان با ترجیحات دانشجویان به طور کامل ترسیم نمی شود، اما روند روشن است. آنچه نیز واضح به نظر می رسد این است که این روند با پله برقی سواری ترامپ در سال 2015 و اعلام نامزدی خود برای ریاست جمهوری آغاز نشد.

بار دیگر، به نظر می‌رسد که ترامپ به همان اندازه که عامل یا شتاب‌دهنده آن است، نشانه این روند است.

(توجه: نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقات پیو نشان می‌دهد که «در میان دموکرات‌ها، 63 درصد جمهوری‌خواهان را غیراخلاقی می‌دانند»، که درست به نظر می‌رسد. اما طبق داده‌ها، این تعداد به طرز چشمگیری «از 35 درصدی که در سال 2016 چنین گفته‌اند، افزایش یافته است». وقتی صحبت از جدید بودن این پدیده می شود، نظرسنجی پیو به نظر دور از ذهن است.)

مصنوعات فرهنگی حکایتی تأیید می کند که بسیاری از این قطب بندی ها قبل از ترامپ است. در سال 2014 به وفور در مورد این موضوع فکر کنید (شاید تصادفی نباشد، نویسنده گرگ لوکیانوف ظهور “فرهنگ لغو” در محوطه های دانشگاهی را تا سال 2014 دنبال می کند.، نشان می دهد که همه جا از رسانه های اجتماعی یک مشارکت کننده بوده است).

به عنوان مثال، این قطعه 2014 را در نظر بگیرید واشنگتن پست، که به نقل از شخصی به نام “اولی” می گوید: “من نمی خواهم با کسی که به رامنی رای می دهد کاری داشته باشم… من ترجیح می دهم حمایت آنها از جمهوری خواهان را به عنوان یک حمله شخصی به من تلقی کنم. حق کنترل بدنم دوستی نمی تواند از آن دوام بیاورد.»

نویسنده، وبلاگ نویس و معلم سابق، در ادامه می گوید: «یک بار برای هرکسی که به خاطر اختلافات سیاسی با یکی از اعضای خانواده اش قطع می کرد، ترحم می کردم. این حیف ناشی از این امتیاز بود که تصور می‌کردم ریسک‌ها خیلی کم هستند و اهمیتی ندارند. اکنون می بینم که آنها چقدر بالا هستند.”

باز هم قابل درک است که این مقاله در سال 2021 و پس از تلاش ترامپ برای براندازی انتخابات آزاد و عادلانه نوشته شده باشد. چیزی که برای من جالب است، همگرایی چند چیز است.

اول، این نگرش جزمی از سمت چپ می آید (که با کلیشه قدیمی در مورد لیبرال ها که ارواح آزاد اندیش هستند مخالف است). دوم، شخصیت سیاسی که آنقدر ظالم و شرور است که قطع کردن دوستان و خانواده را تضمین می کند،…میت رامنی.

اگر جمهوری‌خواهان پس از شکست رامنی در سال 2012 به اندازه کافی احساس خطر می‌کردند تا دونالد ترامپ را در سال 2016 در آغوش بگیرند، نگرش‌هایی مانند این تا چه حد باعث ایجاد حس ناامیدی می‌شد که منجر به رادیکالیزه شدن شد؟

مطمئناً، تعداد زیادی از جمهوری خواهان وجود دارند که از نگرش های تجزیه طلبانه مشابهی حمایت می کنند. اما طبق یک مطالعه در سال 2021 که توسط مرکز نظرسنجی در زندگی آمریکایی انجام شد، “دموکرات ها دو برابر بیشتر از جمهوری خواهان احتمال دارد که به دلیل اختلاف سیاسی به دوستی خود پایان دهند (20 درصد در مقابل 10 درصد). این با آخرین گزارش آزمایشگاه نسل مطابقت دارد. و این با نظرسنجی Pew در سال 2014 مطابقت دارد که نشان می‌دهد لیبرال‌ها «بیشتر از سایر گروه‌های ایدئولوژیک به دلیل سیاست، کسی را در یک شبکه اجتماعی مسدود یا «دوست» می‌کنند – و همچنین به دوستی شخصی پایان می‌دهند.

پس از همه اینها چه کنیم؟

من شخصاً می‌توانم درک کنم که نمی‌خواهم با کسی ازدواج کنم که از یک حزب سیاسی متفاوت حمایت می‌کند – به‌ویژه با توجه به اینکه احزاب چگونه تقسیم‌بندی شده‌اند و از نظر ایدئولوژیک کمتر متفاوت هستند. در دهه 1990 (زمانی که اوضاع کمتر قطبی شده بود)، با زنان لیبرال قرار ملاقات داشتم. اما من با یک محافظه کار ازدواج کردم. و حالا که بچه داریم، به خصوص خوشحالم که این کار را کردم. وقتی زن و شوهر دارای ارزش ها و جهان بینی مشابهی هستند، تربیت فرزندان به اندازه کافی سخت است. من نمی توانم تصور کنم که با یک خانه تقسیم شده این کار را انجام دهم (البته اگر همسرم حامی بزرگ MAGA ترامپ بود، همین امر صادق بود).

نگرانی اصلی من این تصور پوچ است که شما نمی توانید با افرادی از احزاب مخالف دوست یا هم اتاقی باشید.

رسانه های جریان اصلی به خود لعنتی زدند – اکنون ما بهای آن را می پردازیم

در ده‌ها سال گذشته، من یک گفتگوی هفتگی پادکست به نام The DMZ را با ستون‌نویس لیبرال، بیل شر، میزبانی کرده‌ام. این تجربه (در میان تجربیات دیگر) مرا مجبور کرده است که با فرضیات خودم دست و پنجه نرم کنم. همچنین به من آموخت که افراد آن طرف راهرو می توانند کاملاً شایسته و صادق باشند.

این دوستی‌ها که وابستگی‌های سیاسی را در بر می‌گیرد برای سلامت و انسجام یک ملت بسیار مهم است. و من تعجب می‌کنم که این دوستی‌ها تا چه حد مانع از رفتن من به پایان عمیق شده است.

به نظر من جدا شدن از دوستان و خانواده‌ای که دیدگاه‌های متفاوتی دارند، راهی برای اجتناب از انجام درون‌بینی است. این همچنین گامی در جهت غیرانسانی کردن دیگر آمریکایی‌ها است، زیرا به راحتی می‌توان افرادی را که نمی‌شناسید و دوستشان دارید، دیگر کرد. و انسانیت زدایی گامی به سوی خشونت است. به نظر می رسد این چیزها دست به دست هم می دهند.

هرچند که ای کاش اینطور نبود، احساس می کنم در حال رشد در قلمرو جنگ داخلی – حداقل از نظر فرهنگی و در روابط شخصی ما.

ادامه مطلب را در The Daily Beast بخوانید.

بزرگترین اسکوپ ها و رسوایی های Daily Beast را مستقیماً در صندوق ورودی خود دریافت کنید. ثبت نام کن.

مطلع باشید و دسترسی نامحدودی به گزارش های بی بدیل Daily Beast داشته باشید. اکنون مشترک شوید.





منبع